علیعلی، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

درباره علی

عکس

سلام پسر گلم داری کم کم راه می ری  تعداد عکس با زمان های مختلف گذاشتم اميدوارم خوشت بياد عکس های آتلیه هنوز آماده نشده اونم برات می ذارم دوستت دارم ...
17 بهمن 1391

تولدت مبارک

سلام پسرم تولدت مبارک اميدوارم 120 ساله بشی  از طرف مامان و بابا 1 سال با همه خوبی هاش گذشت امسال 1 تولد کوچولو برات گرفتم  عکساش می گذارم ديگه کم کم داری روی پای خودت می ايستی و با کمک چرخت راه می ری تقريباً همه غذاها رو می خوری چند تا کلمه می گی   دد       با يعنی آب      همچنان دوستدار پستونکی    از حمام فراری و کلی هم شيطون دوستت دارم و عاشقتم ...
20 دی 1391

چیزی نمونده تا تولدت

سلام پسر عزيزم فقط ١٧ روز ديگه مانده تا تولدت این روزها خيلی شیطون شدی الهی قربونت برم کم کم داری حرف می زنی يکم بابا يکم دد با اين دو تا حرف همه منظورت را می رسونی دست به ديوار راه می ری غذا کامل می خوری خيلی ددری شدی هنوز هم عاشق پستونکی بابا را خيلی دوست داری فردرا هم قرار بريم آتليه عکس بندازيم. دوستت دارم
3 دی 1391

12/12/2012

سلام پسر گلم بالاخره مامان وقت کرد يک سری به وبلاگت بزنه بعد از چند روز که مريض بودی خدا را شکر بهتری يک ويروس وارد بدنت شده بود که خيلی لاغر شدی الان که دارم می نويسم ٢٢/٩/٩١ مصادف با ١٢/١٢/٢٠١٢ کمتر از يک ماه ديگه تا تولدت مانده می خواستم ١ تولد حسابی برات بگيرم ولی فکر کردم وقتی شما ازش لذت نبری چه فايده ای داره مثل جشن دندونی از اول که مهمونها آمدن گريه کردی تا وقتی که رفتن خوابيدی امسال يک جشن خودمونی ميگيريم ولی وقت گرفتم برای آتليه تا من و شما بابايي بريم عکس بندازيم تا هر زمانی که آماده شد بزارم تو وبلاگت بوس تا بعد  راستی ١ مطلب جالب که همه جا خوندم می گن قرار ٢١ دسامبر ٢٠١٢ دنيا به آخر برسه ولی مطمئنم که درست نيست اين پيش...
22 آذر 1391

پارک سرخه حصار12/8/91

سلام پسر گلم جمعه دسته جمعی رفتيم پارک شما خيلی بازی کردی   عکس همراه مامان عکس همراه بابا  عکس با دايي حسن دايي مامان و بابا که خيلی دوستت داره   ...
15 آذر 1391

این روزها

سلام پسر عزيزم اين روزها خيلی بی حال شدی آخه چند روزی که مریض شدی و خيلی بی حالی مامان قربونت بره انشاله که زودتر خوب بشی دوستت دارم
15 آذر 1391

دعای مادر برای فرزندش

خدایا فرزندم را چنان قوی‌ساز که ضعف‌هایش را بشناسد. و به وقت ترسیدن، شجاعت رویارو شدن با خود را داشته باشد. خدایا فرزندم را چنان بپروران که به آرزوهای‌اش بسنده نکند و از عمل کردن باز نماند. خدایا از تو می‌خواهم که او را در مسیر راحتی و راحت طلبی نیندازی. بلکه او را با مشکلات و چالش‌ها مواجه نمایی بگذار تا برخاستن در طوفان را بیاموزد و با درد از پا افتادگان آشنا گردد. خدایا فرزندم را چنان بپروران که قلب‌اش زلال و اهدافش متعالی باشد. فرزندی که پیش از تسلط جویی به دیگران، بر نفس خود فرمانروا باشد. به جانب آینده بنگرد، اما گذشته را از یاد نبر...
8 آذر 1391

السلام علیک یا ابا عبداله

حسین جان این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار دلها رو می شکند و اشک را در پشت پلک ها بی قرار می کند؟ آدم(ع)که برای پذیرش توبه خویش خدا را به اسماء حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید"یا قدیم الاحسان بحق الحسین" بی اختیار دلش شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشم ها تجربه کرد از جبرییل پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟ آنگاه که جبرییل مصیبت عاشورای تو را بیان کرد آدم سیر گریست و تازه پی به راز «انی اعلم ما لا تعلمون» خدا وند برد. آری این گریه دست ما نیست.اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست.دل ما از سنگ هم که باشد در مصیبت تو،نه می شکند که خون میش...
30 آبان 1391

علی با کلاه نارنجی

اين عکس را بابا انداخته وقتی از حمام آمدی من کلاه سرت کردم که سرما نخوری و اين هم پستونک که شما عاشقشی از مامان بيشتر دوستش داری الان هم برعکس گذاشتی تو دهنت. ...
18 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به درباره علی می باشد